تبليغاتX
گسسته ی پیوسته


گسسته ی پیوسته





















 

خبر: مرگ 70 درصد تهرانیها با آلودگی هوا ارتباط دارد (7 تیر 88- مهر)

 

فارس: افشای دست عوامل بیگانه در آلودگی هوای تهران.

اعتماد ملی : آمار ساختگی نمی تواند مانع بیان حقایق شود، طبق نظر کارشناسان تا الان صد و بیست درصد تهرانی ها مرده اند!

CNN : دامنه اغتشاشات تهران و تبعات آن زندگی بیش از 70 درصد پایتخت نشینان ایران را تهدید می کند.

واحد مرکزی خبر: در اعترافات یک اغتشاش گر فاش شد: ما پول گرفته بودیم که هوا را آلوده کنیم تا دولت ناکارآمد جلوه کند.

قلم : اطلاع رسانی یکسویه صدا و سیما مانع از انتشار آزاد اخبار است. تا زمانی که آمار دقیق مرگ مردم در سایر شهر ها مشخص نشود مردم باید در صحنه بمانند!

ایرنا: با تلاش دولت زندگی 30 درصد تهرانی ها از مرگ حتمی نجات یافت.

BBC : عده ای لباس شخصی توانستند هوای تهران را آلوده کنند، مردم ساکت نمانند، ضمناً شب ها روی پشت بام فراموش نشود!

طنزدونی: شنوده عاقل باشد...

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت 22:31 توسط sam| |

بريده‌ايست از سخنراني مشهور او به نام «آري، اينچنين بود برادر!»:

... و اكنون ما نيازمنديم. نيازمديم به يك پيشوا. براي اينكه هم تمدن‌ها و فرهنگ‌ها و مذهب‌ها يا انسان‌ها را يك حيوان اقتصادي ساخته‌اند يا يك حيوان نيايشگر درون‌گراي فردي در دخمه‌هاي عبادت و رهبانيت. يا مرد انديشه و تفكر عقلي ساخته‌اند بي احساس، بي دل، به عمق، بي عشق، يا مرد عشق و احساس و الهام ساخته‌اند، بي عقل، بي تفكر، بي منطق، بي‌علم و او مرد همه اين ابعاد است.
رب‌النوع زحمت كشيدن و كار و رنج و كار يدي، رب‌النوع جهاد كردن، رب‌النوع اخلاص ورزيدن، رب‌النوع وفادار ماندن، رب‌النوع رنج، رب‌النوع سكوت، رب النوع فرياد، رب‌النوع عدالت.
و اكنون برادر! من در جامعه‌اي هستم كه در برابر من دشمن در يك نظام نيرومند بر بيش از نيمي از جهان و به عبارتي بر همه جهان حكومت مي كند و نسل مرا براي بردگي تازه از درون مي‌سازد برادر!

ما اكنون به ظاهر براي كسي بيگاري نمي‌كنيم، آزاد شده‌ايم، بردگي برافتاده است اما برادر! از سرنوشت تو بردگي بدتري را محكوم شده‌ايم؛ انديشه ما را برده كرده‌اند، دل ما را برده كرده‌اند، اراده ما را تسليم كرده‌اند و ما را به يك عبوديت آزادگونه پرورده‌اند و اين فقط و فقط با يك كار، با قدرت علم، جامعه شناسي، فرهنگ، هنر، آزادي‌هاي جنسي، آزادي مصرف، عشق برخورداري و فرد پرستي.

از درون ما و از دل ما ايمان به يك هدف، مسئوليت انساني و اعتقاد به مكتب او را برده‌اند و اكنون ما در برابر اين نظام‌هاي حاكم بر جهان، كوزه‌هاي خالي زيبايي شده‌ايم كه هر چه آنها مي‌سازند، مي‌بلعيم و ما اكنون به نام فرقه، به نام خون، به نام خاك و به نام خود او و مخالف او قطعه قطعه مي‌‌شويم تا هر قطعه‌اي، لقمه‌اي راحت الحلقوم در دهان آنها باشيم. تفرقه! تفرقه!

پيروان او را برادر! و پيروان آن مكتب را به جان هم انداخته‌اند.

اين دشمن اوست، چرا؟ در چنين سرنوشتي كه بر جهان و بر ما حكومت مي‌كند، دشمني مي‌كند، بخاطر اينكه او با دست بسته نماز مي‌خواند! او با اين دشمني مي‌كند بخاطر اينكه اين با دست باز نماز مي‌خواند! اين دشمن او چون او مهر ندارد، بر فرش سجده مي‌كند، او دشمن كنيه توزي كه اين مهر برداشته.

جنگ‌ها را و خصومت ‌ها را و جبهه‌ها را تا اين اندازه تنگ كرده‌اند و روشنفكران ما را به كلي به سرزمين ديگري رانده‌اند و چوپانانش خودشان. اختلاف!

و ما برادر! همچنان، اما در پيرايه‌هاي بسيار زيبايي كه بر خلاف تو كه اربابت را به سادگي مي‌شناختي و شلاقي را كه مي‌خوردي، دردش را به سادگي احساس مي‌كردي و مي‌دانستي كه برده‌اي و چرا برده‌اي و كي برده شدي و چه كساني برده‌ات كردند، ما اكنون سرنوشت تو را داريم اما بي آنكه بدانيم «چه كسي ما را به بردگي اين قرن كشانده است» و از كجا غارت مي‌شويم و چگونه به تسليم و چگونه به انحراف انديشه و چگونه به عبوديت‌هاي زميني دچار شده ايم.

و اكنون نيز ما را همچون چارپايان نه تنها به بردگي مي‌كشند كه به بهره‌كشي گرفته‌اند، بيش از عصر تو و بيش از نسل تو برادر! ما بهره مي‌‌دهيم.
همه اين قدرت‌ها و سرمايه‌ها و اين نظام‌ها و اين ماشين و اين كاخ‌هاي بزرگ جهان را و همه اين سرمايه‌هاي عظيم غنا و ثروت و توليد را ما با پوست و رنج و پريشاني و محروميت خودمان به چرخ انداخته‌ايم و فقط به اندازه‌اي مي‌دهند تا فردا باز به كار آييم.
«عدالت» برادر! بيش از عصر تو محروم است و ظلم و تبعيض طبقاتي و ستم بيش از زمان توست با چهره تازه، پيرايه‌هاي تازه تر.
و برادر! علي تمام عمرش را بر روي اين سه كلمه گذاشت. مظهر 23 سال تلاش و جانبازي و جهاد براي ايجاد يك ايمان در درون وحشي‌هاي متفرق و 25 سال سكوت و تحمل براي حفظ وحدت مردم مسلمان در برابر امپراطوري‌هاي روم، در برابر استعمار ايران و همچنين 5 سال كوشش و رنج براي استقرار عدالت و براي اينكه همه عقده‌ها و كينه‌هاي ما را با شمشير خودش بيرون بكشد و ما را آزاد كند. نتوانست! نتوانست!
اما توانست مذهبي را و پيشوايي و سيادتي را براي هميشه براي من و ما برادر! اعلام كند.
مذهب عدل و مذهب رهبري خلق و سه شعار گذاشت، سه شعاري كه همه هستي خودش و خاندانش قرباني اين سه شعار شدند: مكتب، وحدت و عدالت.

همين

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:18 توسط sam| |

 
 
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
 
 
خبرت خرابتر کرد جراحت جدایی
 
 
 
چو خیال آب روشن که به تشنگان نمایی
 
(جمله دوم درآمد)
 
 
تو چه ارمغانی آری که به دوستان فرستی
 
 
 
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
 
 
چه از این به ارمغانی که تو خویشتن بیایی
 
(زابل)
 
 
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
 
 
بشدی و دل ببردی و به دست غم سپردی
 
 
 
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
 
 
شب و روز در خیالی و ندانمت کجایی
 
(مویه)
 
 
تو جفای خود بکردی و نه من نمی‌توانم
 
 
 
که جفا کنم ولیکن نه تو لایق جفایی
 
(مخالف)
 
 
چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
 
 
(مخالف+بازگشت به درآمد)
 
 
چه کنند اگر تحمل نکنند زیردستان
 
 
 
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
 
 
تو هر آن ستم که خواهی بکنی که پادشاهی
 
(چهارمضراب نغمه)
 
 
(مخالف)
 
 
دل خویش را بگفتم چو تو دوست می‌گرفتم
 
 
 
نه عجب که خوبرویان بکنند بی‌وفایی
 
(مخالف)
 
 
سخنی که با تو دارم به نسیم صبح گفتم
 
 
 
دگری نمی‌شناسم تو ببر که آشنایی
 
(مخالف+اشاره به مغلوب)
 
 
من از آن گذشتم ای یار که بشنوم نصیحت
 
 
 
برو ای فقیه و با ما مفروش پارسایی
 
(مخالف)
 
 
تو که گفته‌ای تامل نکنم جمال خوبان
 
 
 
بکنی اگر چو سعدی نظری بیازمایی
 
(مویه+فرود)
 
 
در چشم بامدادان به بهشت برگشودن
 
 
 
نه چنان لطیف باشد که به دوست برگشایی
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 15:16 توسط sam| |

صورتی كه كارمند دولت هستید حتما" از این تجربیات استفاده كنید...

 

1- در یك سیستم دولتی؛ سعی كنید « لال بودن » را تمرین كنید! این تمرین در میزان عزیز بودن شما بسیار موثر است.

 

2-در یك سیستم دولتی؛ هیچگاه كارمندان را با « یكدیگر » مقایسه نكنید؛ چون قطعا شاهد تبعیض خواهید بود.

 

3- در یك سیستم دولتی؛ اگر مدیرتان 3 یا 4 ایراد دارد « انتظار رفتنش » را نكشید، چون قطعا نفر بعدی او 43 ایراد دارد!

 

4- در یك سیستم دولتی؛ می توانید با كارهای كم و كوچك، « محبوبیت فراوانی » به دست آورید؛ فقط كافی است «زبان» خود را تقویت كنید!

 

5-در یك سیستم دولتی؛ ممكن است كه هر چه « بیشتر » كار كنید، بیشتر خوار و خفیف باشید.

 

6- در یك سیستم دولتی؛ با اشكالات سازمانتان بسازید و هرگز آنها را با مدیرتان در میان نگذارید؛ در غیر این صورت یك

 

مشكل دیگر به سازمان اضافه می شود.آن مشكل، « شما » هستید!

 

7-در یك سیستم دولتی؛ اشتباهات یك مدیر را هیچگاه به مدیر دیگر نگویید؛ در غیر اینصورت بجای یك مدیر، دو مدیر در مقابل شما « موضع گیری » خواهند كرد.

 

8- در یك سیستم دولتی؛ با انجام كارهای مختلف و فعالیتهای به موقع،نظم شما تشخیص داده نمیشود؛ بلكه برای این كار

 

راههای ساده تری هم هست. مثلا فقط كافیست همیشه میز كارتان را منظم نگه دارید!

 

9- در یك سیستم دولتی؛ اضافه بر كارهای معمول كار اضافه ای انجام ندهید؛ در غیر اینصورت انتظار پاداش بیشتری نیز نداشته باشید.

 

10-در یك سیستم دولتی؛ همیشه حرفها (فرمایشات) مدیرتان را تایید كنید، حتی اگر از نظر او «ماست، سیاه باشد!»

 

11-در یك سیستم دولتی؛ تنها كاری كه واجب است سریع انجام دهید، كاری است كه مدیر شما شخصا از شما خواسته است.

 

12- در یك سیستم دولتی؛ تنها انگیزه ای كه می تواند شما را وادار به كار كند «كسب روزی حلال» است.

 

و بالاخره اینکه در یك سیستم دولتی؛ آسه برو ، آسه بیا ، كه گربه شاخت نزنه؛ مگر اینكه با گربه نسبتی داشته باشید !

 

نوشته شده در دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:12 توسط sam| |


Design By : Night Skin