تبليغاتX
گسسته ی پیوسته


گسسته ی پیوسته





















باور کن صدام رو باور کن

صدایی که دلخسته است

باور کن قلبم رو باور کن

قلبی که کوه اما شکسته است

باور کن دستهام رو باور کن

که ساقه ی نوازشه

باور کن چشم من رو باور کن

که یک قصیده خواهشه

وسوسه ی عاشق شدن

التهاب لحظه هامه

حسرت فریاد کردن

اسم کسی با صدامه

اسم تو هر اسمی که هست

مثل  غزل چه عاشقانه است

پروسوسه مثل سفر

مثل غربت صادقانه است

باور کن اسمم رو باور کن

من فصل بدون برگم

مطرود باغ و گل شبنم

درختم درختی خشکی تو دست تگرگم

باور کن همیشه باور کن

که من به عشق صادقم

باور کن حرف من رو باور کن

که من همیشه عاشقم

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 21:43 توسط sam| |

سلام

خداحافظ

دیگر برای تو که زنده تر از مایی

برای آدم هایی که از جنس دیوارهایی سنگی هستند

حرفی ندارم

نمی خواهم آزارشان بدهم

بگذار تا به آن چه خو گرفته اند ، زندگی کنند

برای آن ها چه فرقی می کند

که از این سرمای ناروای زمستان نگاه ها

دلی بلرزد

یا که

مورچه ای از تنهایی به خود بپیچد!

همان بهتر که نباشی و دق نکنی

برای آن هایی که بسیار بسیار خوشبخترند

برو،

برو که در این دو وجب خاک خدا

جایی برای تو نیست که باشی

24/7/87

 

نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 16:41 توسط sam| |


Design By : Night Skin