گسسته ی پیوسته
نقل از دفتر خاطرات فایلمون تا آمدم که با تو خداحافظی کنم بغضم امان نداد و خدا در گلو شکست روزی روزگاری پادشاهی 4 همسر داشت خستگی عظیم وجود شاید روی هم رفته چیزی نیست جز این رنج عظمائی که برای جوان ماندن ، بیست ساله ماندن ، چهل ساله ماندن ، بیشتر ماندن و عاقل ماندن به خودت می دهی یا برای آن که دیگر آن چه بوده ای نباشی . یعنی پست و وحشت آور و پوچ . کابوسی است این جبر جلوه دادن نامرد باطنمان به صورت ابرمرد . به صورت منتهای آمال همگان . از صبح تا شب . سفر به انتهای شب ، لوئی فردینان سلین ترجمه فرهاد غبرائی . من خويشاوند نزديك هر انساني هستم . نه ايراني را به غير ايراني ترجيح مي دهم نه انيراني را به ايراني . من يك لر بلوچ كرد فارس ، يك فارسي زبان ترك ، يك افريقائي اروپائي استراليائي امريكائي آسيائي ام ، يك سياه پوست زردپوست سرخ پوست سفيدم كه نه تنها با خودم و ديگران كمترين مشكلي ندارم بل كه بدون حضور ديگران وحشت مرگ را زير پوستم احساس مي كنم . من انساني هستم ميان انسان هاي ديگر بر سياره ی مقدس زمين ، كه بدون ديگران معنائي ندارم . احمد شاملو
آيا دوست داريد با ذهنتان شوخي كنيد؟ اگر موافق هستيد به سوالات زير پاسخ دهيد .اين كار نه تنها براي روحتان مناسب است، بلكه خستگي تان را نيز بر طرف مي كند . از جواب دادن به اين سوالات لذت ببريد و پاسخهايتان را با جوابهاي داده شده مقايسه كنيد.
1. يك فروند هواپيما در مرز آمريكا و كانادا سقوط مي كند . بازماندگان از سقوط را در كجا دفن مي كنند؟
كانادا آمريكا هيچ كدام
2.يك خروس در بام يك خانه كه شيب 2 طرفه دارد تخم مي گذارد .اين تخم از كدام طرف مي افتد ؟
شمال جنوب هيچ كدام
3.خانمي عاشق رنگ قرمز است و تمام وسايلس به رنگ قرمز مي باشد . او در يك آپارتمان يك طبقه كه قرمز رنگ است زندگي ميكند. صندلي و ميز او قرمز رنگ است.تمام ديوارها و سقف آپارتمان قرمز رنگ هستند .كفپوش آپارتمان و فرشها نيز قرمز رنگ هستند .تلويزيون هم قرمز رنگ هستند .سريع پاسخ دهيد كه پله هاي آپارتمان چه رنگي هستند؟
قرمز آبي هيچ كدام
4.پدر و پسري را كه در حادثه رانندگي مجروح شده بودند ، به بيمارستان مي برند .پدر در راه بيمارستان فوت مي كند ولي پسر را به اتاق عمل مي برند .بعد از مدتي دكتر مي گويد من نمي تانم اين شخص را عمل كنم ، بخاطر اينكه او پسر من است .آيا به نظر شما اين داستان صحت مي تواند صحت داشته باشد؟
آري خير هيچ كدام
5.اگر چهار تخم مرغ ، آرد ، وانيل ، شكر ، نمك و بيكينگ پودر را با همديگر مخلوط كنيد آيا كيك خواهيد داشت؟
آري خير هيچ كدام
6.آيا مي توانيد از منزلتان بالاتر پرش كنيد ؟
آري خير هيچ كدام
7.در يك مجلس عقد مادر داماد داماد را مي بوسد ، چه موقع مادر داماد شخصي را كه حلقه گل مي آورد ،
مي بوسد ؟
قبل از عقد بعد از عقد هيچ كدام
8.. يك كيلو گرم آهن چند گرم سنگين تر ا ز يك كيلو گرم پنبه مي باشد؟
1 گرم 100گرم هيچ كدام
9.مردي به طرف يك پليس كه در حال جريمه كردن اتومبيل بود ميرود و التماس مي كند كه پليس جريمه نكند ، ولي آقاي پليس قبول نمي كند .به پليس نه يكبار بلكه هشت بار بد دهني مي كند .جواب دهيد كه اين مرد چند بار جريمه خواهد شد؟
8 بار 9بار هيچ كدام
10.اگر تمام رنگها را با هم مخلوط كنيد ، آيا رنگين كمان خواهيم داشت ؟
آري خير هيچ كدام
11.گرگي به بالاي كوه مي رود تا غرش شبانه اش را آغاز كند .چه مدت طول مي كشد تا به بالاي كوه برسد؟
دو شب پنج شب هيچ كدام
12.اگر به طور اتفاقي وارد كودكستان دوران كودكيتان شويد ، آيا قادر به خواندن نوشتن و انجام جدول ضرب خواهيد بود ؟
آري خير هيچ كدام
13.آيا امكان دارد يك نفر سريعتر از رودخانه مي سي سي پي شنا كند ؟
آري خير هيچ كدام
14.آقاي بيل اسميت و خانم ژانت اسميت از هم طلاق مي گيرند .بعد از مدتي خانم ژانت اسم اوليه خود را پس مي گيرد .با اين حال ، بعد از پنج سال با اينكه هنوز از آقاي بيل اسميت طلاق گرفته است ، دوباره خانم ژانت اسميت مي شود. آيا اين قضيه امكان پذير است؟
آري خير هيچ كدام
15.آقاي جيم كوك مشكوك به قتل است ولي وقتي كه پليس از او سوال مي كند كه در موقع قتل كجا بوده است ، آقاي جيم مي گويد در خانه مشغول تماشاي سريال مورد علاقه ام بوده ام .حتي جزئيات سريال را براي پليس شرح مي دهد .آيا اين موضوع ثابت مي كندكه آقاي جيم ب گناه است ؟
آري خير هيچ كدام
16.يك شتر مرغ تصميم مي گيرد كه به وطنش بازگردد.چه موقع باري پرواز او به جنوب مناسب است ؟
بهار پاييز هيچ كدام
17.جمله ي بعدي صحت دارد .جمله قبلي غلط است .آيا اين قضيه منطقي است؟
آري خير هيچ كدام
18.آيا امكان دراد كه يك اختراع قديمي قادر باشد كه پشت ديوار را به ما نشان دهد؟
آري خير هيچ كدام
19.اگر بخواهيد يك نامه به معشوقتان بنويسيد ترجيح مي دهيد با شكم پر يا با شكم خالي بنويسيد ؟
پر خالي هيچ كدام
===========================================
نتيجه
حال نتايج تست را مورد بررسي قرار دهيد و تعداد جوابها ي صحيح را جمع بزنيد .
اگر تعداد جوابهاي صحيح بين 5-0 بود اشكالي ندارد.شايد اينگونه تستها نظر شما را جلب نمي كنند ، ولي به شما تبريك مي گوييم كه با حوصله اين تست را انجام داديد قبل از اينكه جوابهاي تست را بخوانيد! اگر تعداد جوابهاي درست بين 10-6 بود ، نسبتاً بد نيست .اگر چه كه اين نشان مي دهد كه به ندرت به جزئيات توجه مي كنيد ولي با اين حال به مسائلي توجه مي كنيد كه بقيه به آنها توجه نمي كنند .اگر تعداد جوابهاي درست شما ين 15-11 بود، بسيار خوب است.شما به جزييات توجه مي كنيد و در عين حال منطق به شما اجازه مي دهد كه به تصوير بزرگتري نگاه كنيد .اگر تعداد جوابهاي صحيح بين 19-16 بود شما جزء مردمان نادري هستيد كه بيشتر اوقات به جزييات توجه مي كنيد و به طور منطقي فكر مي كنيد.شما به طور حتم يك شرلوك هولمز هستيد.(شرلوك هولمز يك شخصيت داستاني است كه به طور منطقي فكر مي كند و معروف است كه به جزييات هر حادثه اي خيلي توجه دارد.)
پاسخ سوالات
1.هيچ كدام .اجساد تمام بازماندگان متلاشي شده است و جسدي براي دفن كردن باقي نمانده است!
2.هيچ كدام.خروس كه تخم نمي گذارد!
3.هيچ كدام .آپارتمان يك طبقه كه راه پله ندارد!
4.آري . اگر اين سوال را نتوانستيد جواب دهيد واي بر شما .دكتر يك خانم جراح است.يعني اين شخص مادر پسر
مي باشد!
5.خير ، شما قبل از اينكه كيك داشته باشيد بايد آنرا بپزيد !
6.آري .بپريد و ببينيد كه خانه شما چقدر مي پرد!
7.هيچ كدام .مرسوم نيست كه مادر داماد شخصي را كه حلقه را مي آورد ببوسد.
8. هيچ كدام .1كيلو گرم آهن با 1كيلوگرم پنبه دقيقاً برابر هستند.
9. هيچ كدام .اتومبيل به آن مرد تعلق ندارد.
10. خير .رنگ خاكستري خواهيد داشت.
11. هيچ كدام .گرگ قبلاً بالاي كوه است.
12. آري ، شما فقط از كودكستان ديدن مي كنيد و با همين شرايطي كه الان داريد فقط وارد كودكستان شد ه ايد!
13. آري ، چونكه رودخانه ها كه قادر به شنا كردن نيستند!
14.آري ژانت با يك آقاي ديگر كه فاميلش اسميت بوده است ازدواج كرده است.
15.خير .چونكه ممكن است اين سريال تكراري باشد و او قبلاً اين سريال را ديده است.
16. هيچ كدام .شتر مرغ كه قادر به پرواز نيست.
17. هيچ كدام .چونكه جملات متضاد هم هستند .
18.آري .پنجره يك اختراع قديمي است كه بوسيله آن مي توان پشت ديوار را مشاهده نمود!
19.هيچ كدام .بهتر است كه يك نامه عاشقانه را با قلم و كاغذ بنويسيد و با شكم نمي توان نامه نوشت!

او عاشق و شیفته همسر چهارمش بود. با دقت و ظرافت خاصی با او رفتار می کرد و او را با جامه های گران قیمت و فاخر می آراست و به او از بهترین ها هدیه میکرد. همسر سومش را نیز بسیار دوست می داشت و به خاطر داشتنش به پادشاه همسایه فخر فروشی می کرد. اما همیشه می ترسید که مبادا او را ترک کند و نزد دیگری رود. همسر دومش زنی قابل اعتماد، مهربان، صبور و محتاط بود. هر گاه که این پادشاه با مشکلی مواجه می شد، فقط به او اعتماد می کرد و او نیز همسرش را در این مورد کمک می کرد. همسر اول پادشاه، شریکی وفادار و صادق بود که سهم بزرگی در حفظ و نگهداری ثروت و حکومت همسرش داشت. او پادشاه را از صمیم قلب دوست می داشت، اما پادشاه به ندرت متوجه این موضوع می شد .
روزی پادشاه احساس بیماری کرد و خیلی زود دریافت که فرصت زیادی ندارد. او به زندگی پر تجملش می اندیشید و در عجب بود و با خود میگفت " من 4 همسر دارم ، اما الان که در حال مرگ هستم ، تنها مانده ام ."
بنابراین به همسر چهارمش گفت" من از همه بیشتر عاشق تو بوده ام و بیشترین توجه من نسبت به تو بوده است. اکنون من در حال مرگ هستم، آیا با من همراه میشوی؟ " او جواب داد "به هیچ وجه !" و در حالی که چیز دیگری میگفت از کنار او گذشت. پادشاه غمگین، از همسر سوم سئوال کرد و به او گفت "در تمام طول زندگی به تو عشق ورزیده ام، اما حالا در حال مرگ هستم. آیا تو با من همراه میشوی؟" او جواب داد " نه، زندگی خیلی خوب است و من بعد از مرگ تو دوباره ازدواج خواهم کرد ." قلب پادشاه فرو ریخت و بدنش سرد شد. بعد به سوی همسر دومش رفت و گفت " من همیشه برای کمک نزد تو می آمدم و تو همیشه کنارم بودی. اکنون در حال مرگ هستم. آیا تو همراه من می آیی؟ او گفت " متأ سفم! در این مورد نمیتوانم کمکی به تو بکنم، حداکثر کاری که بتوانم انجام دهم این است که تا سر مزار همراهت بیایم ". جواب او همچون گلوله هایی از آتش پادشاه را ویران کرد. ناگهان صدایی او را خواند، "من با تو خواهم آمد، همراهت هستم، فرقی نمی کند به کجا روی، با تو می آیم ." پادشاه نگاهی انداخت، همسر اولش بود ! او به علت عدم توجه پادشاه و سوءتغذیه، بسیار نحیف شده بود. پادشاه با اندوهی فراوان گفت: ای کاش زمانی که فرصت بود به تو بیشتر توجه می کردم .
در حقیقت، همه ما در زندگی کاری خویش 4 همسر داریم . همسر چهارم ما سازمان ما است. بدون توجه به این که تا چه حد برایش زمان و امکانات صرف کرده ایم و به او پرداخته ایم، هنگام ترک سازمان و یا محل خدمت، ما را تنها می گذارد . همسر سوم ما، موقعیت ما است که بعد از ما به دیگران انتقال می یابد . همسر دوم ما، همکاران هستند . فرقی نمی کند چقدر با هم بوده ایم، بیشترین کاری که می توانند انجام دهند این است که ما را تا محل بعدی همراهی کنند . همسر اول ما عملکرد ما است. اغلب به دنبال ثروت، قدرت و خوشی از آن غفلت مینماییم. در صورتی که تنها کسی است که همه جا همراهمان است .
همین حالا احیاءش کنید، بهبودش ببخشید و مراقبش باشید
| Design By : Night Skin |






